|
منی که خیر سرم شاعرم هنوز...
|
فقط به روز کرده ام
هر چند دیر .
اردی/ بهشت ماه خوبی نیست
برای من
برای شما
برای کسانی که متولد شد ه اند
.
.
ماه خوبی نیست.
...............................
خداوند روح همه دوستانی که برای من فاتحه خوانده اند را با نیچه و هگل محشور بفرماید...
.............................
نمایشگاه کتاب امسال دقیقا مثل پارسال نمایشگاه نبود که هیچ - بلکم بیشتر
شبیه (بما لشگاه) بود
..................................
از لاله زار تا جمهوری ( مجموعه ترانه ) شعر خوندن اونم پیش دوستان شاعری
که الحق و الانصاف شاعر هستن و با شعور خوب بود شنیدن خانم معتمدی و شهرام میرزایی و مسلم جان و رضا وحیدی عزیز و بچه های خوب تیریز و شمال ...
دیدن دوستان قدیمی – بهزاد جعفری و خانم راضیه غنجی و فلورا خانم (مرسی از
کتابای قشنگت) و همه اونایی که اسمشون یادم نیست...
........................................................................
توی ِ رفتنت گم شو
نامه هامو پَر پَر کن
بیش از این برنجونم
مرگمو میسر کن
هی قفس بکش دورم
آب و دونم و کم کن
نه _ دوباره وحشی شو
کاسَه مو پر از سم کن
چه سخته با تو سر کردن
چه سخته بی تو سر کردن
تو نیستی و چقد سخته ..
شب ِ شوم و سحر کردن
باز غرورم و بشکن
تا دلم پر از خون شِه
رد شو تا که جون کندن
بی تو شاید آسون شه
من تمومَمو باختم
من تموم ِ هستیمو
هم ترا نه مو کشتی
هم غزل پرستیمو
چه سخته با تو سر کردن
چه سخته بی تو سر کردن
تو نیستی و چقد سخته ..
شب ِ شوم و سحر کردن
درد ِ من نیست ، که این درد پریشانی هاست
این جنون لازمۀ کوچ بیابا نی هاست
پشت من پهنۀ زخم است ، ولی شهر هنوز...
اولین دغدغه اش پینۀ پیشا نی هاست
از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود ..؟
به کجا میروم این راه پشیمانی هاست
چند وقتی است که بی حوصله ام ، بی شعرم
چشمهای ِ تو ولی رمز غزل خوانی هاست
من به جز (شعر) به جز( آه ) بساطم خالی است
تو به جز عشق ، دلت صحنه ویرانی هاست
من پریشان به پریشانی چشمان تو ام ..
چشمهای تو پریشان به پریشانی هاست
می توان گفت نمک گیر نگاهم شده ای ..
بی نمک نیست اگر سفره بی نا نی هاست
من کمی بیشتر از عشق تورا می فهم ام
عشق را ه و روش ِ بچه دبستانی هاست
..................
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست...؟